مرتضى مطهرى
550
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
است . ولى در عين حال كه مىدانيم خبر از مجهول مطلق محال است باز مىبينيم همين خودش مىشود يك خبر ، و خبر از مجهول مطلق است « 1 » . از يك طرف شما در همين قضيه حكم مىكنيد كه امكان خبر دادن از مجهول مطلق وجود ندارد ، و اين قضيهاى است صادق ، در حالى كه خود همين قضيه خودش را نقض مىكند ، زيرا خبرى است از مجهول مطلق به اينكه خبرى از او داده نمىشود . اين شبههاى بوده است كه در آنجا آمده است و در كتابهاى منطقى مثل شرح مطالع در اوايل باب تصورات اين مسأله مطرح شده است . بعد آمدهاند اين را در معانى و مفاهيم ديگر هم سرايت دادهاند ، از جمله در مورد معدوم مطلق تحت عنوان « المعدوم المطلق لا يخبر عنه » ؛ يعنى آنچه كه معدوم مطلق باشد خبر دادن از او محال است ؛ كه اگر در شبههء معدوم مطلق خوب دقت كنيم مىبينيم ريشهاش همان مجهول مطلق است ؛ يعنى گو اينكه ما آن را تحت عنوان « معدوم مطلق » ذكر مىكنيم ولى در واقع يك مسألهء جديدى نيست . معدوم مطلق يعنى آنى كه نه در ذهن وجود دارد نه در خارج و نه در هيچ ظرفى ، پس شامل معدوم بودن در ذهن هم هست . معدوم بودن در ذهن مساوى است با مجهول بودن از براى ذهن . پس معدوم مطلق اوسع از مجهول مطلق است . ولى اشكال در مورد معدوم مطلق هم به علت ساير مصاديقش نيست ، به علت آن مصداق « معدوم بودن در ذهن » اش است « 2 » . بنابراين گو اينكه
--> ( 1 ) . - ولى آيا واقعا اين خبر است ؟ ! استاد : خبر كه هست . آيا مىتوانيد بگوييد خبر نيست ؟ به چه بيان مىتوانيد بگوييد ؟ - اين قضيه دلالت مىكند بر اينكه نمىشود از او خبر داد . استاد : بالاخره خود همين باز يك خبرى است . مگر « خبر » خودش موضوع يك خبر واقع نمىشود ؟ همين قول آقايان منطقيين كه قضايا را طبقهبندى مىكنند و مىگويند قضيه يا حمليه است يا شرطيه و قضيه شرطيه يا متصله است يا منفصله و . . . ، در همهء اين خبرها و قضايا « قضيه » و « خبر » موضوع واقع شده است . اگر شما مىگوييد : « زيد قائم » يا مىگوييد : « السماء فوق الارض » اين خودش خبر است . اكنون مىتوانيد يك خبر بدهيد از خبرهاى خودتان ، بگوييد : « كلّ خبرى صادق » يا بگوييد : « كلّ خبرى كاذب » يا بگوييد : « بعض خبرى صادق و بعض خبرى كاذب » . اينها همه خبر است . وقتى مىگوييد : « كل خبرى صادق » ( هر خبر من صادق است ) اين خبرى است كه موضوعش خبرهاى شماست . در باب خبر كه شرط نشده است كه موضوعش خبر نباشد ؛ يعنى آنچه كه در ماهيت خبر معتبر است در اين خبرها هم هست . ( 2 ) علتش اين است كه مجهول مطلق ممكن است در خارج وجود داشته باشد و در ذهن مجهول باشد ، ولى